به گزارش خبرگزاری حوزه، سیاست خارجی هر کشوری، بازتابی از جهانبینی نخبگان حاکم آن در مورد امنیت ملی و اولویتهای راهبردی است. در تاریخ معاصر ایران، تصمیم نهایی برای جدایی بحرین از مام میهن، نمونهای بارز از شکست محاسباتی در درک مفاهیم کلان ژئوپلیتیک است. محمدرضا پهلوی بهعنوان بالاترین مقام رسمی کشور در گفتوگو با مهدی پیراسته دیپلمات ارشد وزارت خارجه که مدتی نیز سفیر ایران در بغداد بود، خاطرنشان کرد: «بحرین به چه درد من میخورد؟ دیگر نه مروارید دارد و نه نفت و اگر هم جزء ایران بشود، مثل تسلط اسرائیلیها بر خاک فلسطین خواهد شد که همیشه ترور و خونریزی خواهد داشت.» [۱]شاه در این گفتهها، تمامی حقوق تاریخی ایران و هویت ایرانی بحرین و مبارزات مردم بحرین با استعمار و ارزش خاک و مرز و تمامیت ارضی ایران را به دست فراموشی میسپارد و صرفاً یک نگاه اقتصادی و منفعتطلبانه از حاکمیت سرزمینی ارائه میدهد. افزون بر این، شاه همه استدلالهای مخالفت حاکمیت ایران بر بحرین را میپذیرد و ایران با قدمت تاریخی و بحرین با هویت و پیشینه دیرینه ایرانی را با وضعیت رژیم صهیونیستی و سرزمین اشغالی فلسطین مقایسه میکند. [۲]

این نگرش تقلیلگرایانه، نهتنها نشاندهنده عدم درک عمیق از اهمیت راهبردی بحرین بود، بلکه بستری فراهم کرد تا کشورهای غربی با سوءاستفاده از این غفلت، بافت ژئوپلیتیک خلیج فارس را به ضرر منافع ملی ایران بازسازی کنند. این یادداشت در پی آن است تا نشان دهد بحرین نه یک موجودیت اقتصادی در حال زوال، بلکه یک اهرم استراتژیک بود که از دست رفتن آن، موازنه قوا در خلیج فارس را تا دهههای متمادی دچار اختلال کرد.
شرایط جغرافیایی و موقعیت مجمعالجزایر
مجمعالجزایر بحرین با وسعت ۶۹۵.۲۶ کیلومترمربع از ۳۵ جزیره بزرگ و کوچک تشکیل شده که بین ۲۵.۵ درجه و ۲۶.۵ درجه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۵۲ درجه طول شرقی واقع شده است. بحرین از شمال به ایران، از شرق به قطر، از غرب و جنوب به عربستان سعودی محدود است. [۳]تفاوتی که در برخی منابع در مورد مساحت و تعداد جزایر بحرین مشاهده میشود، به علت وجود برخی جزایر مرجانی و غیرمسکونی است که هنگام جزر آب کاملاً نمایان بوده و هنگام مد در آب غوطهور است. بزرگترین جزیره در این مجمعالجزایر، جزیره بحرین (منامه) است که گاهی «اوال» خوانده میشود و در قدیم نیز به «تیلوس» معروف بوده است. طول این جزیره از شمال به جنوب ۵۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۳ و ۲۵ کیلومتر است و شهر منامه مرکز همین جزیره واقع شده است. بحرین فاقد مرز زمینی است و تنها با احداث پلی که این کشور را به عربستان سعودی متصل میکند، توانسته است از طریق زمینی با کشور دیگری مرتبط شود. طول این پل ۲۵ کیلومتر است که در سال ۱۹۸۶ میلادی (۱۳۶۵ شمسی) افتتاح شد و هزینه آن را عربستان سعودی تأمین کرد. [۴]

بحرین عمدتاً سرزمینی بیابانی و شورهزار است و بیشتر هموار و خالی از کوهستان میباشد. اگرچه در جزایر بحرین مختصر زراعتی به وسیله آبیاری با آب قنوات و چاههای آرتزی معمول است، لیکن پیشه عمده اهالی آن تجارت و صیادی مخصوصاً صید مروارید بود و به همین علت عمده ثروت اهالی از این راه فراهم میآمد. [۵]در گذشته صید و تجارت مروارید بخشی از اقتصاد بحرین را تشکیل میداد [۶]ولی پس از کشت مروارید مصنوعی به وسیله ژاپن در سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۸ ـ ۱۳۰۹) صید مروارید طبیعی در بحرین با رکود مواجه شد و اقتصاد این سرزمین به سمت استخراج و صدور نفت پیش رفت. گرچه منابع نفت و گاز بحرین نسبت به دیگر کشورهای همسایه بسیار محدود و اندک است، با این وجود همین منابع کم نیز نقش مهمی در اقتصاد این سرزمین دارد. [۷]
اهمیت راهبردی بحرین و خطای محاسباتی پهلوی
بحرین جزیرهای در خلیج فارس با موقعیت جغرافیایی استراتژیک و تاریخی، از جمله مناطقی است که طی قرون گذشته تحولات سیاسی زیادی را تجربه کرده است. در قرن بیستم، بهویژه در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ (دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ شمسی) مسئله استقلال بحرین از ایران به یکی از موضوعات برجسته سیاست منطقهای و بینالمللی تبدیل شد. این موضوع بهویژه در پی جنگ جهانی دوم و تغییرات ژئوپلیتیکی گسترده در خاورمیانه، اهمیت بیشتری پیدا کرد. در این دوران، بحرین تحت حاکمیت ایران بود، اما فشارهای سیاسی و دیپلماتیک از سوی بریتانیا و سایر قدرتهای جهانی برای استقلال از ایران دامن زد. روند مذاکرات و توافقات بینالمللی، بهخصوص توافقات میان بریتانیا، ایران و رهبران بحرینی، درنهایت منجر به اعلام استقلال بحرین در ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ شد. درواقع استقلال بحرین به معنای تغییر در نقشه سیاسی خلیج فارس بود. با خروج بحرین از حاکمیت ایران و تبدیل آن به یک کشور مستقل، مرزهای جغرافیایی و سیاسی منطقه دچار تغییر شد و وضعیت جدیدی را در روابط بینالمللی ایجاد کرد. [۸]

بحرین از نظر اقتصادی، استراتژیکی و موقعیت ارتباطی یکی از مهمترین جزایر واقع در خلیج فارس است. اما آنچه که بحرین را برای ایران، با اهمیت و پرارزش میکرد موقعیت ژئواستراتژیکی آن بود. از نظر استراتژیک و سوقالجیشی بحرین در خلیج فارس از جایگاه ویژهای برخوردار بوده و واقعشدن بحرین در مرز ساحلی عربستان و قطر، در گذشته فرصت قابل ملاحظهای را برای ایران به دنبال داشته است. هرچند از نظر حقوقی بین ایران و بحرین پهنه آبی وجود دارد، اما قبل از جدایی بحرین حق استفاده از منابع بستر برای ایران تا نزدیکی سواحل عربستان و قطر ادامه پیدا میکرد. تصور اینکه ایران در دو سوی یکی از مهمترین آبراههای جهان دارای ساحل باشد میتواند تا حدی نشان دهد که بحرین از حیث سیاسی و استراتژیکی چه اهمیتی در تفوق بر کشورهای منطقه و حتی تأثیرگذاری بر معادلات بینالمللی برای ایران داشته است. اگر بحرین در حاکمیت ایران باقی میماند، با توجه به افزایش گستره آبهای سرزمینی، رگ حیاتی انرژی دنیا تا حد بسیار زیادی در تسلط ایران قرار میگرفت. [۹]
در کنار این، زیرساختهای بندری بحرین نیز بهطور سیستماتیک برای ایفای نقش پشتیبانی طراحی شده بودند. بنادر مهم بحرین عبارت است از: منامه محرق، ستره، مصفا و سلمان. برای بارگیری محصولات نفتی، خطوط لولههای نفتی از ستره به اسکلهای در فاصله سه مایلی جزیره، مرتبط میشود. از این رو، بندر ستره مرکز صادرات نفت بحرین محسوب میشود. مهمترین و مجهزترین بندر بحرین، بندر سلمان است که ساخت آن در سال ۱۹۶۲ میلادی (۱۳۴۱ شمسی) پایان یافت. بندر سلمان دارای تأسیسات و باراندازهای بسیار جدید و مجهز است و برای لنگر گرفتن انواع کشتیها آمادگی دارد. [۱۰]

از طرف دیگر، ترکیب جمعیتی بحرین که اکثریت آن را اهل تشیع تشکیل میدهد، با جغرافیای فرهنگی ایران پیوستگی آشکار دارد و باعث شده که این سرزمین امتداد ژئوکالچری ایران محسوب شود. این امر همواره حساسیتهایی را برای کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی دربر داشته است؛ چراکه اغلب ساکنان منطقه الشرقیه عربستان سعودی، شیعه هستند. این موارد باعث شد تا بیشتر رسانههای غربی و عربی به دلیل نفوذ عربستان و حساسیت آن به این کشور، حتی به خیزش مردم بحرین در جریان بهار عربی (۲۰۱۱ / ۱۳۸۹) بیمهری نشان دهند. مردمی که در طی دهههای گذشته چندینبار علیه حکومت آلخلیفه شوریدهاند، اما موفق به سرنگونی آن نشدند. اکثریت جمعیت ۷۰ درصدی شیعیان این کشور، تقریباً هیچ نقشی در نهادهای پادشاهی و مدیریتی یا تجارت کلان بحرین ندارند. [۱۱]
امروزه اهمیت راهبردی بحرین در منطقه را میتوان از زوایای مختلفی مورد توجه قرار داد که مستلزم پژوهشی مستقل و مفصل است. بحرین مرکز پولی خاورمیانه است و از میان کشورهای منطقه، قطر مرکز مالی و کویت مرکز تجاری خاورمیانه به شمار میآیند. منظور از مرکز پولی، استقرار مراکز بانکی معتبر است؛ در حقیقت بحرین، سوییس خاورمیانه است و ثباتش بسیار مهم میباشد. همچنین بحرین علیرغم مساحت کوچک، به دلیل موقعیت مجمعالجزایری و سوقالجیشی خود، ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا را نیز در خود جای داده است، لذا این کشور در محاسبات نظامی و راهبردی کاخ سفید نیز جایگاه ویژهای دارد. نکته جالب توجه اینکه شصت درصد خاک بحرین در اختیار ایالات متحده است و حتی هیچ مقام بحرینی حق ورود به خاک خود را در این مناطق ندارد. برخی اخبار از آن حکایت دارد که تجهیزات و امکانات فوق پیشرفته آمریکا در این مناطق قرار دارد. [۱۲]
سخن پایانی
در مجموع، غفلت رژیم پهلوی از اهمیت بحرین، تنها یک خطای دیپلماتیک نبود، بلکه یک خطای راهبردی در تعریف عمق دفاعی کشور محسوب میشد. وقتی حاکمیت مرکزی نگاهش را از ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی دریا به حساب و کتابهای تجاریِ محدود تغییر میدهد، نتیجهای جز واگذاری سنگرهای استراتژیک به دست نمیآید. مشکل اصلی در نگرش پهلوی به بحرین، مادیگرایی مطلق بود. در ترازوی منطق شاه، اگر سرزمینی منابع اقتصادی نداشت، درنتیجه «ارزش» هم نداشت. اما در علم ژئوپلیتیک، جزایر اهمیتشان را نه از منابع زیرزمینی، بلکه از موقعیت قرارگیریشان در مسیرهای ترانزیتی و قابلیتشان در قفل کردن یا گشودن آبراهها به دست میآورند. بحرین در خلیج فارس، در نقطهای قرار دارد که میتواند تمام ترافیک دریایی میان ساحل عربستان و آبهای آزاد را رصد کند. وقتی شاه از هزینه و خونریزی برای حفظ بحرین سخن میگفت، درواقع از مسئولیت استراتژیک آن فرار میکرد. رژیم پهلوی ترجیح داد به جای مدیریت یک استان با اکثریت شیعه که میتوانست عمق استراتژیک ایران در سواحل جنوبی خلیج فارس باشد، آن را به دست جریانی بسپارد که امروز به پایگاه اصلی حضور نظامی رقیب تبدیل شده است.
تاریخ جدایی بحرین، درسی بزرگ برای تمامی ادوار حاکمیتی ایران است: تمامیت ارضی، نه یک معامله تجاری است و نه یک ترازنامه اقتصادی. بحرین اگر امروز به جایگاه سوییس خاورمیانه و پایگاه ناوگان پنجم ایالات متحده رسیده است، دقیقاً به خاطر پتانسیلهایی است که ایران عصر پهلوی از آنها غافل بود. از این منظر، استقلال بحرین، تنها از دست دادن یک سرزمین نبود؛ بلکه واگذاری کلید امنیت یک آبراه حیاتی بود. رژیم پهلوی با تقلیل این اهمیت راهبردی به نفت و مروارید، یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک تاریخ معاصر ایران را رقم زد.
پینوشتها
[۱]طالع، هوشنگ (۱۳۸۶). چکیده تاریخ تجزیه ایران، دفتر دوم تجزیه بحرین، چاپ اول، ویرایش دوم، تهران: انتشارات سمرقند، ص ۱۴۱.
[۲]بهمنیقاجار، محمدعلی (۱۳۹۷). تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی، جلد سوم: بحرین، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص ۲۶۶.
[۳]افشار سیستانی، ایرج (۱۳۷۶). جغرافیای تاریخی دریای پارس، چاپ اول، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی (وابسته به حوزه هنری)، ص ۶۹۳.
[۴]امیردهی، علیرضا (۱۳۹۰). بحرین سرزمین مروارید. نشریه اندیشه تقریب، سال هفتم، شماره ۲۶، ص ۱۰۸.
[۵]اقبال، عباس (۱۳۲۸). مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، چاپ اول، تهران: چاپخانه مجلس، ص ۱۰.
[۶]قرچانلو، حسین (۱۳۹۰). جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، جلد اول، چاپ ششم، تهران: انتشارات سمت، ص ۲۳۸.
[۷]زارعی، بهادر (۱۳۹۵). مطالعات منطقهای خلیج فارس، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ص ۴۶۱.
[۸]حسینی، آسیه (۱۴۰۳). ریشهیابی تاریخی علل جدایی بحرین از ایران؛ روایت یک تغییر موضع ناگهانی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۹۲۰۳، بازیابیشده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۳.
[۹]فتحتبار فیروزجایی، محسن (۱۳۹۴). تحلیل سیاست خارجی پهلوی دوم در جدایی بحرین از ایران براساس مدل نظری جیمز روزنا. فصلنامه مطالعات فرهنگی و سیاسی خلیج فارس، دوره دوم، شماره ۶، ص ۶۷.
[۱۰]امیردهی، همان، ص ۱۱۲.
[۱۱]خبرگزاری فارس، اهمیت استراتژیک بحرین؛ مانع سخت انقلاب، بازیابیشده در ۴ خرداد ۱۳۹۴.
[۱۲]امیردهی، همان، ص ۱۲۳.










نظر شما